فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

25

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

كرده و مورث ولدين فى الحقيقه مورث ولاست و در حال وفات او والد پسر زاده در حيات بوده پس پسر زاده حصهء خود از ولا بميراث برد و برين تقدير تسويه بايد كرد ميان پسر و پسر پسر ، اينست دليل شريح قاضى و اين استدلال باطل است زيرا كه مورث ولا نسبت با فرزندان اگر چه متعتق غلام است فامّا چون وقت وفات او غلام زنده بوده ميراث هنوز پيدا نشده تا فرزندان بسويه برند بلكه ميراث بعد از وفات يك فرزند پيدا شده ، پس فرزند اين فرزند محروم باشد ، اينست وجه بطلان مذهب شريح « 1 » و بر تقدير صحت مذهب او اصلا مقوى آن قول نيست كه فرزند با فرزند فرزند برابر ميراث برند ، بلكه مقوى آن قول است كه برابر نبرند چنانچه بر متأمل در هر دو مسئله مخفى نيست . القصه امير آهو بخارى نافهميده تصور كرده بود كه مقوى سخن حضرت خان پيدا كرده ، كاغذ پارهء كه آن نقل را بر آن نوشته بود بعرض همايون رسانيد و چنان باز نمود كه امداد كرده و تقويت سخن پادشاه را نقلى معتبر آورده و بر طريقهء علماى بنى اسرائيل كه به تقويت مدّعيات حكام خود تحريف احكام كردندى در صدد طلب جايزه و سؤال جلد و رفت و نقلى مشهور ديگر نوشت بر همان كاغذ پاره كه پادشاه را ميرسد كه بقول ضعيف كه يكى از علما بر آن رفته باشد عمل كند و عمل او موجب قوّت آن مذهب ضعيف ميگردد و عمل بدان مىتوان كرد . القصه امير آهو بدين دو نقل ميخواست كه اساس شرع را ويران سازد و در امهات مسايل فرايض ، خلاف اجماعى را مقرر سازد . ديگر روز كه اين فقير باتفاق علما بفرّ مجالست مجلس همايون فايز شديم حضرت خليفة الرحمانى ابراز نقل امير آهو نموده اظهار بشاشت فرمودند بموافقت كه آن حضرت را در اجتهاد و رأى با قاضى شريح واقع شده و فرمودند ما را ميرسد كه بقول قاضى شريح عمل كنيم و حالى بدان عمل ميكنيم و با حضرت سلطنت پناهى ، گردون اقتدارى ، محمد تيمور سلطان فرمودند كه در ممالك ماوراء النهر نشان [ 11 ر ] نويسند كه قضاة بدين موجب عمل كرده در ميراث تسويه

--> ( 1 ) - در اصل : وجه مذهب بطلان شريح .